الفيض الكاشاني
494
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
اگر بگوييد : پس از آن كه بيان كرديد راههاى ورود در غرور بسيار است ، مغرور شدن انسان را نزديك دانستيد پس بنده به چه وسيله از غرور رهايى مىيابد ؟ بايد دانست كه بنده به سه چيز از غرور رها مىشود : 1 - علم 2 - عقل 3 - معرفت و به اين سه امر ناگزيريم . منظور از عقل همان فطرت غريزى و نور اصلى است كه به وسيلهء آن انسان حقيقت اشياء را درمىيابد . بنابراين تيزهوشى و زيركى فطرت و نادانى و كند ذهنى نيز فطرت است و انسان كند ذهن نمىتواند از غرور محفوظ بماند و بايد تيزفهمى و عقل خالص در اصل فطرت باشد و اگر در فطرت نباشد به دست آوردنش ممكن نيست . آرى هرگاه اصل عقل و ذكاوت در فطرت باشد با تمرين مىتوان آن را تقويت كرد . بنابراين اساس تمام خوشبختيها عقل و زيركى است . پيامبر ( ص ) فرمود : « مبارك و فرخنده است خدايى كه عقل را ميان بندگانش تقسيم كرد و پراكنده ساخت براستى كه عمل و نيكى و روزه و نماز دو مرد برابر است ولى در عقل متفاوتند مانند ذرّه در برابر كوه احد و خداوند هيچ بهرهاى را ميان مردم تقسيم نكرد كه بهتر از عقل و يقين باشد . « 92 » » از ابودرداء روايت است كه گفته شد : اى رسول خدا ، آيا نسبت به مردى كه روز روزه مىگيرد و شب به عبادت قيام مىكند و حج و عمره و صدقه مىدهد و در راه خدا جهاد مىكند و بيماران را عيادت و جنازهها را تشييع مىكند و به ضعيف كمك مىدهد ، چه عقيده دارى آيا مقامش روز قيامت در پيشگاه خدا چيست ؟ پيامبر خدا ( ص ) فرمود : « يقين به اندازهء عقلش پاداش داده مىشود . « 93 » » مردى كه در محضر رسول خدا ( ص ) ستايش شد و از خوبى او سخن گفتند .
--> ( 92 ) عراقى گويد : حكيم ترمذى اين حديث را در نوادر الاصول ، از روايت طاووس به صورت مرسل روايت كرده و در اول آن قصّهاى است و سندهايش ضعيف است و به همين صورت از حديث ابوحميد روايت كرده و آن نيز ضعيف است . ( 93 ) اين حديث را خطيب ( بغدادى ) در تاريخ خود و در نام كسانى كه از مالك روايت مىكنند روايت كرده و آن را ضعيف دانسته است ، عراقى گويد : من آن را از حديث ابودرداء نديدهام .